واکاوی تغییرات معنایی منظر شهری بر مبنای رویکرد نشانه‌شناسی (نمونه موردی: منظر کلان‌شهر کرج)

نوع مقاله : علمی - پژوهشی

نویسندگان

1 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه هنر تهران، تهران، ایران

2 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران

چکیده

شهر به مثابه یک متن، شبکه پیچیده‌ای از رمزگان‌های فرهنگی است که امکان خوانش را برای شهروندان فراهم می­آورد. با چنین توصیفی، این متن، قابلیت بررسی در قالب رویکرد نشانه شناختی را داراست. بررسی‌ها نشان می‌دهد روندهایی که بعد از دوره مدرنیسم بر شهرها حاکم بوده، لایه‌های متنی آن را دچار تغییر و به دلیل تکیه بر عملکرد و نه ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و محیطی، از متن شهر بافت‌زدایی نموده است. ماحصل چنین رویکردی که تحت­تأثیر روندهای مختلفی بوده است، تغییر در نوع نشانه (به عنوان ابزار تحلیل شهر به مثابه­ی متن) می‌باشد. به عبارتی نشانه‌ها در متن شهر مدرن و سرمایه‌داری نه نشانه فرهنگی و قابل رمزگشایی توسط ناظر، بلکه به نشانه‌های کارکردی و بعضاً نشانه‌های نمادین تبدیل شده‌اند، موضوعی که بودریار از آن با عنوان «اقتصاد سیاسی نشانه» نام می‌برد. بدین ترتیب نشانه‌ها به پایین‌ترین سطح کارکردی خود تنزل یافته و در این صورت پایین‌ترین سطح معنا از محیط ادراک و تعلیق و تکثر معنا فراهم می­شود. در این میان منظر شهر به­عنوان اولین سطح تماس انسان و شهر، عرصه­ای است که این تغییرات را می‌توان در آن به خوبی مشاهده و تحلیل نمود؛ بنابراین هدف این مقاله بررسی عوامل مؤثر بر روند بافت‌زدایی از منظر شهری و تبدیل نشانه­ها در این متن به نشانه­های کارکردی است. بدین ترتیب این مقاله پس از بررسی مفاهیم مرتبط با فضای اجتماعی، معنا و رویکرد نشانه‌شناسی و تدوین چارچوب مفهومی پژوهش، به بررسی منظر شهر در مقیاس کلان، به عنوان نمونه موردی می‌پردازد. بدین منظور نمونه­هایی از ساخت‌وسازهای انجام شده در شهر کرج که از منظر کلان آن بافت‌زدایی کرده­اند، بررسی و از منظر رویکرد نشانه شناختی و اقتصاد سیاسی نشانه نقد و تحلیل می‌شوند. نتایج نشان می­دهد تکیه ‌بر ابعاد کارکردی و نمادین و وجوه اقتصادی یا سیاسی، زمینه­ی ظهور عناصر کالبدی را در منظر شهر فراهم آورده است که بدون هیچ هم‌آوایی با سایر لایه‌های متنی در منظر شهر، خوانش آن را با معضلاتی روبه‌رو کرده است.

کلیدواژه‌ها